الشيخ عباس القمي
1089
الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )
الحاضر و انيس المسافر ، جارى مجراى كشكول ، و رسائلى در مناسك حج ، و در تحقيق معناى اسلام ، و در انفعال آب قليل ، و در اتمام نماز در حرمهاى اربعهء شريفه ، و در رد بر سيد داماد در قول به عموم منزله در رضاع و در صلات ، و در ميراث ، و در منع از جمع بين فاطميتين و اين همان رسالهاى است كه استاد اكبر بهبهانى و نجل جليل او رسالهها در رد آن نوشتهاند ، و هم از براى اوست جوابهاى مسائل بسيار ، و اجازهء كبيره موسومه به لؤلؤة البحرين فى الإجازة لقرتى العين [ العينيين ظ ] « 1 » ، نوشته آن را براى شيخ خلف پسر برادرش شيخ عبد على و شيخ حسين پسر برادر ديگرش شيخ محمد و مشتمل است بر ذكر اكثر علما و احوال و مؤلفات و مدت اعمار و وفيات ايشان از زمان خود تا زمان شيخ كلينى و صدوقين - رضوان اللّه عليهم - إلى غير ذلك . و بدانكه ، اين شيخ جليل در سنهء 1107 در قريهء « ماحوز » يكى از بلاد بحرين متولد شد و تربيت شد در حجر جدش شيخ ابراهيم و شيخ ابراهيم به امر غوص و تجارت در لؤلو اشتغال داشت و مردى بود كريم و ديندار و خيّر و مهربان و ميهمان دوست و هرچه به دستش مىآمد صرف ميهمانها و ارحام خود مىنمود ، معلمى براى شيخ يوسف آورده بود در خانه كه او را قرآن تعليم نمايد و تعليم فرمود او را كتابت و خطش و خط پسرش شيخ احمد در نهايت جودت بوده و چون شيخ يوسف از معلم قرآن مستغنى شد نزد والد ماجد خود مشغول به درس خواندن شد و بر او خواند قطر الندى و اكثر ابن ناظم و اول قطبى را تا آنكه فتنهء خوارج در بحرين روى داد و آن واقعهء عظمى و داهيهء دهيا بوده از قتل و سلب و نهب و سفك دماى مردم و اكثر مردم خصوص اكابر به قطيف و اقطار بلاد فرار كردند از جمله شيخ احمد والد شيخ يوسف فرار كرد با عيال خود به قطيف و شيخ يوسف را در بحرين گذاشت براى التقاط كتب خود و استنقاذ آن از دست شراة ( يعنى خوارج ) . پس جملهاى از كتب را استنقاذ كرده براى پدر خود فرستاد لكن چند سال شيخ يوسف بيكار بود و اشتغال به
--> ( 1 ) . اين كتاب با تحقيق علّامه سيد محمد صادق بحر العلوم و به وسيله مؤسسه آل البيت عليهم السّلام منتشر شده است